|
وقتی قلب آسمان می خواست غروب کند افق خون گریه می کرد . . .
|
|
|
خوب است با گوش تو دنیا را شنیدن گاهی تو را در کوچه های شعر دیدن آهوی بازیگوش چشمان تو بودن، هی لابلای حرف های تو دویدن این زندگی با ما نمی سازد وگرنه من را چه به از چشم های تو بریدن؟ باری ست بی تو زندگی بر شانه هایم سخت است گاهی این نفس ها را کشیدن بی تو کماکان می تپد این قلب خسته ... نه! فرق دارد این تپیدن با تپیدن شیرینی تلخی که در دلتنگی ماست درهیچ جایی نیست حتی در رسیدن ... وقتی به راهت مومنی، رنجی ندارد سقراط بودن شوکران را سرکشیدن!
رویا باقری
+
تاريخ دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 15:42 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
نمی دونم از کجابود نمیدونم به کجا رفت!!
همش از خودم می پرسم که چرا رفت؟ اون کجا رفت؟! آخه اون بود همه دنیام ـ همه عشقم ـ همه رویام حالا بی اون یه قریبم خیلی خستم خیلی تنهام...!!! ...
+
تاريخ جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 13:58 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
عشقت راهرگز بازگو نکن.عشقی که هرگز به زبان نیاید.مثل نسیم ملایم ساکت و نامریی می گذرد و همه چیز را برسر راه خود تکان می دهد.من عشقم را به زبان آوردم.وقلبم را برای او گشودم.سرد و لرزان وباترسی مرگبار...و او رفت... بعد ها مسافری برسرراهش پیدا شد ساکت و نامریی مثل باد واو عشق این مسافر را پذیرفت نه...!هرگز عشقترا بازگو نکن!!!
+
تاريخ یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 17:35 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
هم دعاکن گره از کارتو بگشاید عشق هم دعاکن گره ای تازه نیفزاید عشق پیله ی رنج من ابریشم پیراهن شد شمع حق داشت به پروانه نمی آید عشق
+
تاريخ یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 17:28 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
ازتمام رمزورازهای عشق جزهمین سه حرف جز همین سه حرف ساده ی میان تهی چیز دیگری سرم نمی شود من سرم نمی شود ولی ... راستی دلم که می شود
+
تاريخ یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 17:19 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
می خواستم که خواب و خیال خودم شوی رویا شوی امید محال خودم شوی هر روز بیشتر به تو نزدیک می شوم چیزی نمانده است که مال خودم شوی حالا تو چشم های منی ابر شو ببار تا قطره قطره گریه به حال خودم شوی عاشق نمی شوی سر این شرط بسته ام نه... حاضرم ببارم و مال خودم شوی
+
تاريخ جمعه یکم بهمن 1389ساعت 17:8 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
روز اول که دیدمش گفتم: آن که روزم سیه کند این است.
+
تاريخ جمعه یکم بهمن 1389ساعت 17:7 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
ای شمع! می خواهم که رازی را بگویم؛ از بوسه ی دیشب به این سو...روشنم من! در باز بود و آسمان پروانه باران اما مگر از این قفس دل می کنم من؟
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:53 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
یک پرستو مسافر است ولی،دلخوشی های کوچکی دارد می رود تا دوباره برگردد،زندگی می کند برای همین نجمه زارع
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:51 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
من شعر نمی گویم این ها شعر نیست تنها گریه های کودکی است که دست های مادرش را گم کرده است گروس عبدالملکیان
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:39 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
یک نفر مانند من همسایه با من می رود سمت بی معناترین مفهوم سرگردانی ام نا شناس شعر،ای روح قدیمی!کیستی؟ کیستی؟ای آنکه سمت خویشتن می خوانی ام
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:39 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
«در پاکی و زلالی چشمش همین وبس: ماندی به آب می نگری یا به آسمان»
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:35 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
گفتی که پر بکش از آسمان من باشد قبول کفتر نا مهربان من
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:32 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
دلم را چون کلیدی می سپارم به دست مهربان و گرم یارم تسلا بخش و زیبا و صمیمی چقدر این دست ها را دوست دارم...
یک نفر مست پش می آید کوزه بر دست پیش می آید عاشقی جرم نیست ای مردم! اتفاق است پیش می آید
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:29 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
به جاست کز غم دل رنجه باشمو دلتنگ مگر نه در دل من تنگ کرده جای تو را شهریار
هوای باران داشت نگاه غمگینم چه تلخ می رفتی ...چه تلخ شیرینم!
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:25 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
خاطرم نیست تو از بارانی یا که از نسل نسیم هر چه هستی گذرا نیست هوایت یادت...
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:21 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
اهل کاشان سهراب،روزگارش بد نیست اهل پاییزم من،روزگام زرد است نجمه
آه!این تقدیر بی آرامش طوفانی ام از همان روز نخستین بود بر پیشانی ام... نجمه
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:15 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
گفتند شعرهای من جوشش دریاست بی شک کمی بالاتر به چشمه ای می رسند که تو هستی گروس
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:12 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
ای تماشایی ترین مخلوق خاکی در زمین آسمانی می شوم وقتی نگاهت می کنم
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:10 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
سر را به شانه های که بسپارم؟ آه! ای کدام شانه دلم تنگ است
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:10 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
کارم شده تلقین که نباشی بهتر من چاره ی بی چارگی ام تلقین است
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:9 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
به لطف فاصله ها عشق پاک می ماند مخواه فاصله ها را! مخواه بردارم...
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:9 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
دلم گرفته از این جا خبر نداری که! نشسته ام تک و تنها خبر نداری که!
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:8 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
دلم گرفت...گرفت از زمانه سهمش را دلم خوش است که دیگر دلم نمی گیرد
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:8 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
و فرق نمی کند سبز زرد قرمز گاهی پشت تمام همه ی رنگ ها باید ایستاد...
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:7 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
اشتباه چقدر بهانه ی خوبی ست وقتی برای دلتنگی هایت هر بهانه ای می آوری کم آورده ای
لیلا کروچه
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:7 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
فردا صبح بیدار می شوم و فراموش می کنم بارها دوستت داشته ام...
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:6 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
هر چه می خواهمت از یاد برم ممکن نیست من تو را دوست نمی دارم اگر بگذاری...
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:6 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
هرگز تو هم مانند من آزار دیدی؟ یار خودت را از خودت بیزار دیدی؟ آیا تو هم هر پرده را تا گشودی از چار چوب پنجره دیوتر دیدی؟ اصلا ببینم تا به حال صخره بودی؟ از زیر امواج،آسمان را تار دیدی؟ نام کسی را در قنوتت گریه کردی؟ از« آتنا»گفتن «عذاب النار»دیدی؟ در پشت دیوار حیاتی شعر خواندی؟ دل کندن از یک خانه را دشوار دیدی؟ اصلا تو هم با چشم باز وخیس از اشک خواب کسی را روز شب بیدار دیدی؟ رفتی مطب بی سوز برگردی به خانه بیمار بودی؟ مثل من بیمار دیدی؟ حقا که با من فرق داری لا اقل تو او را که می خواهی خودت یک بار دیدی؟
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:5 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
چه فرقی می کند من عاشق تو باشم یا تو عاشق من چه فرقی می کند رنگین کمان از کدام سمت آسمان آغاز شود گروس
+
تاريخ پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 23:4 نويسنده نام من عشق است آیا می شناسیدم؟
|
|
|